الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

84

ضياء القلوب ( فارسى )

يعنى : در سه كتاب صحيح از مسروق و شقيق روايت كرده‌اند مسروق چنين گفت كه : عبد اللّه گفت كه : به حق آن خدايى كه خدايى غير او نيست نازل گردانيده نشده است سوره از كتاب خدا مگر كه مىدانم كه كجا نازل گردانيده شده است ، و نازل گردانيده نشده است آيه از كتاب مگر مىدانم در چه نازل گردانيده شده است و اگر دانم كه احدى اعلم است از من به كتاب اللّه كه شتر به آنجا رسد هرآينه سوار شوم و به آنجا بروم يعنى تا از او تعليم بگيرم . و در روايت شقيق چنين است كه گفت كه : خطبه خواند از براى ما عبد اللّه بن مسعود ، پس گفت : بر قراءت چه كس امر مىكنند كه قراءت كنم ؟ و اللّه كه هرآينه اخذ كردم از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله - و در روايت ديگر هرآينه به تحقيق كه قراءت كردم بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هفتاد و چند سوره را - و به تحقيق كه مىدانند اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين را كه من از اعلم ايشانم به كتاب اللّه ، و نيستيم همين ما كه خبر دهيم ايشان را ، و اگر مىدانستم كه احدى اعلم از من هرآينه مىرفتم به سوى او ، شقيق گفت كه : پس در ميان مردم نشستم كه بشنوم كه چه مىگويند - يعنى در باب ابن مسعود - ، پس نشنيدم رد كننده‌اى كه غير اين گويد و نه عيب كنندهء ابن مسعود را .

--> غير ولى امر نمىكرد چنان كه از اخبار مراد ابن مسعود از اعلم از او اعلمى بيان باشد و بر تقديرى كه مراد او ظاهر اين روايت است كه چون بسيارى از سور قرآنى از تلفظ مبارك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود و علوم آن حضرت احاطه به قرآن و غير قرآن كردن را غافل باشد همچنين گمان كرده شد به هر تقدير دعواى چنين او و صحابه تكذيب نكردن دلالت بر اطلاع معتد به او به قرائن مىكند و روايات ديگر كه به اين منضم شوند افادهء علم به اين مىكند و همين قدر در اين مقام بس است و اثبات اعلميت در كار نيست ( منه ) .